پیامکِ «مدافع حرم» از «حرم» +عکس

 



«مهدی عزیزی» به تاریخ پنج‌شنبه، اول مهر ماه 1361 شمسی (4 ذی‌حجه 1402 قمری) در «تهران» متولد شد و 31 سال بعد، به تاریخ جمعه، 11 مرداد 1392 شمسی (24 رمضان المبارک 1434 قمری)، در حالی که لباس رزم برای دفاع از حرم «بانوی مقاومت» حضرت «زینب کبری (سلام الله علیها)» را بر تن داشت، در «سوریه» پای بر بساط «عند ربهم یرزقون» نهاد و جسم خونینش در «قطعه 26» بهشت زهرای تهران، تا زمان ظهور مولایش، به امانت گذاشته شد.

چندی پیش، توفیق ملاقات با یکی از رفیقانِ «مهدی عزیزی»، نصیبمان شد. رفیقِ جامانده، از رفیقِ سفرکرده گفت و گاهی هم نمِ اشکی به چشم آورد. در لابه‌لای کلام، گویی میراثی گران‌بها را به ما عرضه می‌کند، تلفن همراه خود را جست‌وجویی کرد و پیامکی را نشان‌مان داد. پیامکی که از سفر «مهدی عزیزی» به «مشهدالرضا» برایش به یادگار مانده بود. «مدافع حرم» در «حرم رضوی (صلوات الله علیه)» رفیق خود را یاد کرده و دعایی را سوغات سفرش. اما رفیقِ جامانده، از آخرین زیارتِ بی‌سوغاتِ «مهدی» گله داشت.




غزلی بی نقطه در وصف حضرت زهرا (س)

 
 

سر در گم سرّ سحرم مادر گلها
دل مرده ی اسرار درم مادر گلها

ای محور اصل همه ی عالم وآدم
ای هاله ی احساس وکرم مادر گلها

هم اسوه ی مهر و مدد و گوهر علمی
هم سوره ی طاهای حرم مادر گلها

علامه دهری وسراسر همه عدلی
ای حامی و امدادگرم مادر گلها

در معرکه گل کرده همی آه کلامی
گاهی سر و گاهی کمرم مادر گلها

ای ماه دل آرای علی در دم مرگم
دل گرم طلوعی دگرم مادر گلها

شاعر: مجید قاسمی

دفع بلا از اهل زمین به برکت دعا برای امام عصر(عجل الله تعالی فرجه)

 

خداوند متعال به برکت دعا برای صاحب الزمان عذاب و عقوبت را از اهل زمین دفع می نماید. وجه استشهاد اینکه اهتمام و مداومت در دعا برای حضرت سبب پایدار ماندن بر سنت و شیوه امامان است.

"مکیال المکارم فى فوائد الدعاء للقائم" یکى از کتاب هاى ارزشمند شیعه، نوشته آیت‏اللّه‏ سیدمحمدتقى موسوى اصفهانى(1348 ـ 1301ق) است که به قصد اداء حق حضرت بقیة‏اللّه که حقش بر گردن ما افزون‏تر از همه مردم است، احسانش بیشتر و بهتر از همه شامل حال خلق مى‏شود و نعمت ها و منت ها بر ما دارد، به رشته تحریر درآمده است.

اصل کتاب به زبان عربى است و مؤلف در مقدمه مى‏نویسد:
"چون ما نمى‏توانیم حقوق آن حضرت را ادا نماییم و شکر وجود و فیوضاتش را آن طور که شایسته است، به جا آوریم بر ما واجب است آن مقدار از اداى حقوق آن حضرت را که از دستمان ساخته است، انجام دهیم. . . بهترین امور در زمان غیبت آن حضرت، انتظار فرج آن بزرگوار و دعا براى تعجیل فرج او و اهتمام به آنچه مایه خشنودى آن جناب و مقرب شدن در آستان اوست، مى‏باشد."

دفع عقوبت از اهل زمین
خداوند متعال به برکت دعا کنندگان برای مولایمان صاحب الزمان عذاب و عقوبت را از اهل زمین دفع می نماید تقریر این مطلب به دو گونه است.
اول: در آخر حدیث قدسی که از عده الداعی قبلا آورده ام چنین است: ... آنهایند که اگر خواسته باشم زمین را به کیفر و عقوبت هلاک گردانم. به خاطر آن قهرمانان از آنها (اهل زمین) دفع نمایم.

دوم: در کمال الدین به سند خود از حضرت ابوجعفر باقر آورده که فرمود: زمانی بر مردم خواهد رسید که امام آنها از ایشان غایب شود خوشا به حال آنان که در آن زمان بر امر ما پایدار بمانند کمترین چیز از ثواب که به آنها رسد اینکه خداوند متعال به آنها ندا کند؛ بندگان و کنیزان من به سر من ایمان آوردید و غیب مرا تصدیق کردید.

پس بشارت باد شما را به ثواب نیک از من. ای بندگان و کنیزانم حقا که از شما قبول کنم و شما را به عفو نمایم و شما را می آموزم و به شما بندگانم را از زبان سیراب گردانم و بلا را از آنها دفع نمایم اگر شما نبودید عذابم را بر آنها نازل می کردم...وجه استشهاد برای بیان مقصود اینکه اهتمام و مداومت در دعا برای حضرت صاحب الزمان سبب پایدار ماندن بر سنت و شیوه امامان است و بدین ترتیب وسیله ای می شود برای رسیدن به این مکرمت ارزنده.

مهدی زهرا به فریادم برس..

 


خانه ات را حلقه بر در می زنم..
 
گرد بام خانه ات در می زنم..
 
آنقدر در می زنم این خانه را..
 
تا ببینم روی صاحب خانه را..
 
تا به عشق خود اسیرم کرده ای..
 
از خلایق جمله سیرم کرده ای..
 
من به غیر از تو ندارم هیچ کس..
 
مهدی زهرا به فریادم برس..


قرآن بخوانید قبل از آنکه برای شما قرآن بخوانند

افسران -  ای کاش همیشه به یادت بودم

 

ابناء ابوسفیان و آل سفیان بار دیگر آل‌الله را محاصره کرده‌اند؛

پایگاه خبری انصارحزب الله: متن زیر نامه‌ای است از شهید مدافع حرم، «محمودرضا بیضائی» به همسر معزز، ولایی و صبور خود که آنرا در شب شهادت امیرالمؤمنین (ع) در ماه مبارک رمضان در سوریه نگاشته است. قسمت‌هایی از نامه را که ایشان در ابتدا و انتها به احوالپرسی از خانواده و اظهار محبت به همسر و فرزند خود اختصاص داده و جنبه شخصی دارد حذف کرده‌ام و بقیه فرازهای نامه را در اینجا درج می‌کنم. او در این نامه، انگیزه حضور خود در جبهه سوریه را به روشنی بیان کرده و در مورد اهداف تروریست‌ها و حامیان آنها از براه انداختن این معرکه و وضعیت حساس جهان اسلام و آینده این معرکه در صورت شکست خوردن جبهه مقاومت توضیحاتی داده است. این نامه را با اجازه همسر معزز شهید منتشر می‌کنم، ان شاء الله که انتشار آن مرضی رضای خداوند قرار بگیرد و در تبیین راه و آرمان شهدای گمنام مدافع حرم قدمی کوچک باشد.

بسم الله الرحمن الرحیم

…باید به خودمان بقبولانیم که در این زمان بدنیا آمده‌ایم و شیعه هم بدنیا آمده‌ایم که مؤثر در تحقق ظهور مولا باشیم و این همراه با تحمل مشکلات، مصائب، سختی‌ها، غربت‌ها و دوری‌هاست و جز با فدا شدن محقق نمی‌شود حقیقتاً.



نمی‌خواهم حرفهای آرمانگرایانه بزنم و یا غیر واقعی صحبت بکنم؛ نه! حقیقتاً در مسیر تحقق وعده بزرگ الهی قرار گرفته‌ایم. هم من، هم تو. بحمدالله. خدا را باید بخاطر این شرایط و این توفیق بزرگ شاکر باشیم. الان که این نامه را برایت می‌نویسم، شب قدر است و شب شهادت حیدر کرار (علیه السلام) و در فضای ملکوتی بین‌الحرمین ِ صبر و مصیبت و تحمل مشکلات و سختی‌ها، بین‌الحرمین ِ دو مظلومه، دو شهیده، یکی خانم زینب کبری (روحی فداها) و دیگری بنت‌الحسین، خانم رقیه (سلام الله علیها) هستم و به یادتم. نمی‌دانی بارگاه ملکوتی سه ساله امام حسین الان هم چقدر غریب است؛ در محل یهودی‌ها، در مجاورت کاخ ملعون معاویه و در محاصره وهابی‌های وحشی و آدمکش.

چه بگویم از اوضاع اینجا؛ تاریخ دوباره تکرار شده و این بار ابناء ابوسفیان و آل سفیان بار دیگر آل‌الله را محاصره کرده‌اند؛ هم مرقد مطهر خانم زینب کبری و هم مرقد مطهر دردانه اهل بیت، رقیه (سلام الله علیهما). ولی این بار تن به اسارت آل‌الله نخواهیم داد چرا که به قول امام (ره) مردم ما از مردم زمان رسول الله بهترند.



واضح‌تر بگویم؛ نبرد شام، مطلع تحقق وعده آخرالزمانی ظهور است و من و تو دقیقاً در نقطه‌ای ایستاده‌ایم که با لطف خداوند و ائمه اطهار نقشی بر گردنمان نهاده شده است و باید به سرانجام برسانیمش با هم تا بار دیگر شاهد مظلومیت و غربت فرزندان زهرای مرضیه (سلام الله علیها) نباشیم. اگر بدانی صبرت چقدر در این زمان حساس در حفظ و صیانت از حریم آل‌الله قیمت دارد، لحظه به لحظه آنرا قدر می‌شماری.

معرکه شام میدان عجیبی است. بقول امام خامنه‌ای: «بحران سوریه الان مقابله جبهه کفر و استکبار و ارهاب با تمام قوا، در برابر جبهه مقاومت و اسلام حقیقی است.» در واقع جنگ بین حق و باطل. و این خاکریز نباید فرو بریزد؛ نباید. خط مقدم نبرد بین حق (جبهه مقاومت) و باطل در شام است. تمام دنیا جمع شده‌اند؛ تمام استکبار، کفار، صهیونیست‌ها، مدعیان اسلام آمریکایی، وهابیون آدمکش بی‌شرف، همه و همه جبهه واحدی تشکیل داده‌اند و هدفشان شکست اسلام حقیقی و عاشورایی، رهبری ایران و هدفشان شکست نهضت زمینه‌سازان ظهور است و بس. و در این فضای فتنه آلود، متأسفانه بسیاری از مسلمین نا آگاه و افراطی نیز همراه شده‌اند تا این عَلَم و این نهضت زمینه‌ساز را به شکست بکشانند که اگر این اتفاق بیفتد سالها و شاید صدها سال دیگر باید شیعه خود دل بخورد تا تحقق وعده الهی را نزدیک ببیند. شام نقطه شروع حرکت ابناء ابوسفیان ملعون است. و این خاکریز نباید فرو بریزد. این حرکت خطرناک و این تفکر آدمکش ارهابی، پر و بال گرفته و حمام خون بین شیعیان و سایر مسلمین راه می‌اندازد و هیچ حرمتی از حرمین شریفین زینب کبری (سلام الله علیها) و خانم رقیه (سلام الله علیها) [حفظ نخواهد کرد] که هیچ، حرمت عتبات مقدسه کربلا، نجف، سامرا، کاظمین و… را هم خواهد شکست.



جبهه جدیدی که از تفکر اسلام آمریکایی، صهیونیسم و ارهاب از کشورهای مختلف از جمله افغانستان، پاکستان، آمریکا، اروپا، یمن، ترکیه، عربستان، قطر، آذربایجان، امارات، کویت، لیبی، فلسطین، مصر، اردن و… به نام جهاد فی سبیل الله تشکیل شده است، هدف نهائیش فقط و فقط جلوگیری از نهضت زمینه‌سازان ظهور و در نهایت مقابله با تحقق وعده الهی ظهور می‌باشد و هیچ ابایی هم از کشتن و مثله کردن و سر بریدن زنان و کودکان بی‌گناه شیعه ندارد، کما اینکه این اتفاق را الان به وفور می‌توان مشاهده کرد و من دیده‌ام.

مسئولیت سنگینی بر دوشمان گذاشته شده است و اگر نتوانیم از پسش برآئیم، شرمنده و خجل باید به حضور خدوند و نبی‌اش و ولی‌اش برسیم چرا که مقصریم. کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا و بقول سید مرتضی آوینی این یعنی اینکه همه ما شب انتخابی خواهیم داشت که به صف عاشورائیان بپیوندیم و یا از معرکه جهاد بگریزیم و در خون ولی خدا شریک باشیم. ان شاء الله در پناه حق و تا [تحقق] وعده الهی و یاری دولت ایشان خواهیم جنگید.

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
فضل الله المجاهدین علی القاعدین اجرا عظیماً
ان شاء الله



منبع: وبلاگ اسکالپل

خدا تو را رو سفید بگرداند همینطور که مرا در مقابل زهرا(س) روسفید کردی...

منابع خبری لبنانی چندی پیش گزارش داده‌ بودند که نیروهای حزب الله توانستند پیکر شهید ذوالفقار حسن عزالدین را که تروریست‌‌های تکفیری پس از به شهادت رساندن وی با خود برده بودند پس بگیرند. اما این خبر از سوی خانواده این شهید و حزب‌الله و مقاومت اسلامی تایید نشده است و بدون شک پیکر شهید کماکان در تصرف تکفیری‌های داعش قرار دارد.

به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله، گروهک تروریستی موسوم به دولت اسلامی عراق و "داعش" سر «ذوالفقار حسن عزالدین» رزمنده ۱۷ ساله حزب‌الله که در منطقه الغوطه شرقی دمشق به اسارت این گروه تکفیری درآمد از بدن جدا کردند.
شهید عزالدین از اهالی منطقه "صور" لبنان بود که در اولین روزهای درگیری‌های منطقه غوطه توسط مین زخمی شد و به اسارت تکفیری‏ها درآمد.

براساس این گزارش، شهید عزالدین هنگام اسارت بیهوش شده و بعد از به هوش آمدن و سؤال‌های پیاپی تروریست‌ها از وی؛ او را مانند سرور و سالار شهیدان به شهادت رساندند.

در ویدیویی کوتاه که پایگاه‌های وابسته به تروریست‌ها تکفیری از زمان به اسارت درآمدن این رزمنده‌ حزب‌الله منتشر کرده‌اند شهید عزالدین به سوالات پیاپی تروریست تکفیری به شرح زیر پاسخ داده است:

تروریست‌ تکفیری: اسمت چیه؟
ذوالفقار حسن: محمد
ــ : اهل کجایی؟
ذوالفقار حسن: از زهیران
ــ : لبنانی؟
ذوالفقار حسن: آره لبنانیم
ــ : جز ارتش حزب‌الله هستی؟
ذوالفقار حسن درحالی که به آنان نگاه می‌کند سخنی نمی‌گوید...
ــ : برای چی آمدی اینجا؟
ذوالفقار حسن با تأخیر می‌گوید: ما در راه خدا اینجا هستیم
ــ : تو برای چی اینجا هستی؟ در راه حزب خدا؟ به خاطر بشار اینجا هستی؟
ذوالفقار حسن: نه به خاطر بشار نیست
ــ : به خاطر چی اینجا هستی؟
ذوالفقار حسن: به خدا به خاطر مقدسات آمده‌ام
ــ : به خاطر زینب(س)؟
ذوالفقار حسن از درد به خود می‌پیچد و دو بار آه بلندی می‌کشد و در پایان وقتی تروریست‌ تکفیری بار دیگر می‌پرسد: برای چه کسی آمدی؟ ذوالفقار حسن چیزی نمی‌گوید...

گفتنی است منابع خبری لبنانی چندی پیش گزارش داده‌ بودند که نیروهای حزب الله در سوریه توانستند پیکر شهید ذوالفقار حسن عزالدین را که تروریست‌‌های تکفیری پس از به شهادت رساندن وی با خود برده بودند پس بگیرند. اما این خبر از سوی خانواده این شهید و حزب‌الله و مقاومت اسلامی تایید نشده است و بدون شک پیکر شهید کماکان در تصرف تکفیری‌های داعش قرار دارد.

خانواده این شهید والامقام از دوستانش روایت کردند که وی در خواب دیده که سرش گوش تا گوش بریده می‌شود، با ترس از خواب بیدار شده و بار دیگر به خواب می‌رود. این‌بار حضرت امام حسین(ع) را در خواب دیده که به وی می‌فرماید: عزیز من! سر تو را خواهند برید همانطور که بر سر من در واقعه کربلا گذشت. اما دردی حس نخواهی کرد، چون فرشتگان از هر طرف تو را دربر خواهند گرفت.

شایان ذکر است سردار حاج قاسم سلیمانی در مراسم چهلمین روز درگذشت مادر شهیدان حسین و اصغر ایرلو که با عنوان سنگ صبور برگزار شد، در بیان مصداق و مثال عینی درباره قدرت ایدئولوژی مبتنی بر وحی خاطره‌‌ای گفت که بغض گلویش خود و حاضرین در مراسم را گرفت و به احتمال زیاد این خاطره از شهید عزالدین باشد:

«نوجوان ۱۷ ساله ای که اخیراً(در سوریه) شهید شد، به مادرش می‌گوید، با توجه به خوابی که دیده‌ام این آخرین ناهاری است که باهم می‌خوریم، مادر اجاره تعریف خواب را نمی‌دهد. برای دوستانش اینگونه تعریف کرده بود. ۲ شب است که خواب می‌بینم که روی سینه‌ام نشسته‌اند تا سرم از تنم جدا کنند، فریاد می‌زنم و آنوقت است که امام حسین(ع) می‌آید و می‌گوید، نترس درد، ندارد... را هم بریدند، درد نداشت.»

نامه‌ای از مادر شهید «ذوالفقار حسن عزالدین» به فرزندش


فرزندم ذوالفقار..خدا تو را رو سفید بگرداند همینطور که مرا در مقابل زهرا(س) روسفید کردی...من روز قیامت با افتخار می‌ایستم در حالی‌که سر خونی تو را در بغل دارم و با دست خودم خون تو را به آسمان پرتاب می‌کنم تا فرشتگان با خون تو بال‌های خود را آراسته کنند...شکایت خود را از قومی که با بریدن سر فرزندم قلب مرا شکستند و مرا از شرکت در عروسیش(تشییع جنازه) محروم کردند به امیرمؤمنان(ع) خواهم کرد..فرزندم خون تو ضامن من نزد خدا خواهد بود و باعث افتخار من است..

فکر نکنید که با کشتن فرزندم طاقت مرا می‌گیرید...
فکر نکنید که با بریدن سر فرزندم قلب زینبی مرا پاره می‌کنید...
به خدا قسم که من منتظر بازگشت پیکر فرزندم هستم تا عطر سرورم زینب(س) را از آن استشمام کنم...

می‌خواهم او را در سینه خود فشار بدهم و عطر شهادت را استشمام کنم...

می‌خواهم بایستم و با صدای بلند بگویم خداوندا این قربانی را از ما بپذیر...

و خون تو را بر آسمان بریزم تا زهرا(س) خون تو را بگیرد...

پسرم قلب من برای تو بی‌تابی می‌کند ولکن زینب(س) با صبر خود بر قلب من دست کشید...

پسرم ما هر روز منتظر بازگشت تو هستم تا با ریختن گل روی پیکرت عروسی تو را بگیرم...

منتظر تو هستم و اشکها مرا آتش می‌زنند..تهنیت پسرم که در بهشتی...تهنیت...

سوره‌ای که خوانندگان آن روز قیامت روسفید می‌شوند

 

امام صادق(علیه السلام): پروردگار توانا در روز قیامت سوره الرحمن را به صورت انسانى هر‌چه زیباتر و خوشبوتر مى‌آورد، تا در جایى که هیچ کس را در پیشگاه الهى آن قرب و نزدیکى نباشد، بایستد. پس (به امر خداوند) رخساره خوانندگان آن سپید و فروزان مى‌گردد.

 ابو بصیر روایت کرده است که امام جعفر صادق علیه‌السلام فرمودند: مداومت بر تلاوت سوره الرحمن را ترک مکنید، زیرا این سوره در دلهاى مردم منافق و دو رو قرار نمى‌گیرد، و پروردگار توانا در روز قیامت او را به صورت انسانى هر چه زیباتر و خوشبوتر مى‌آورد، تا در جایى که هیچ کس را در پیشگاه الهى آن قرب و نزدیکى نباشد، بایستد.سپس خداوند متعال به او مى‌فرماید: کیانند آنان که تو را در نماز می‌خواندند و تلاوت تو (در دنیا) کردند؟

عرض مى‌کند: بارالها! فلان و فلان (اسامى افراد را ذکر مى کند)، پس (به امر خداوند) رخساره آنها سپید و فروزان مى‌گردد.و به آنان خطاب می‌فرماید: شفاعت کنید در حق هر که خواهید، و آنها شفاعت مى‌کنند تا اینکه کسى نماند که شفاعتش نمایند، سپس خداوند مى‌فرماید: وارد بهشت شوید و در هر جاى آن که خواستید اقامت کنید.

متن حدیث:

عن أبی بصیر عن أبی عبد الله ع قال لا تدعوا قراءة سورة الرحمن و القیام بها فإنها لا تقر فی قلوب المنافقین و یأتی بها ربها یوم القیامة فی صورة آدمی فی أحسن صورة و أطیب ریح حتى یقف من الله موقفا لا یکون أحد أقرب إلى الله منها فیقول لها من الذی کان یقوم بک فی الحیاة الدنیا یدمن قراءتک فتقول یا رب فلان و فلان فتبیض وجوههم فیقول لهم اشفعوا فیمن أحببتم فیشفعون حتى لا یبقى لهم غایة و لا أحد یشفعون له فیقول لهم ادخلوا الجنة و اسکنوا فیها حیث شئتم ؛

«ثواب‌الاعمال و عقاب‌الاعمال، صفحه 251»

عکس تاثیرگذارِ «مدافعان حرم» در «بصره»

 
تصویری که پیش رو دارید، کمتر از سه هفته قبل، گرفته شده است. محل عکسبرداری، نه محله ی «دولت آباد» در «شهر ری» (منطقه ای که عمده‌ی مهاجران عراقی در آن ساکن هستند)، بلکه قلب شهر «بصره» در عراق است.
به گزارش مشرق، تصویری که پیش رو دارید، روز دوشنبه، ۱۶ دی ماه سال ۱۳۹۲ (۴ ربیع الاول ۱۴۳۵ قمری) یعنی کمتر از سه هفته قبل، گرفته شده است. محل عکسبرداری، نه محله ی «دولت آباد» در «شهر ری» (منطقه ای که عمده‌ی مهاجران عراقی در آن ساکن هستند)، بلکه قلب شهر «بصره» در عراق است. گروهی موسوم به «گردان های سیدالشهدا(صلوات الله علیه)»، در حال تشییع پیکر پاک چند تن از رزمنده‌گان عراقی هستند که در جریان دفاع از «حرم بانوی کربلا» در «سوریه» و در خط مقدم نبرد با «شرکِ تکفیری» و «نفاقِ وهابیت» بال در بال ملائک گشوده اند. در پیشاپیش جمعیت، در کنار تمثال مبارک «حضرت روح الله»، کودکی، تصویری از شهید «هادي جاسم العزاوي»، مدافع عراقی «حرم زینبی» را در دست دارد.

توضیح: (در ایام سال‌گشت «عملیات کربلای ۵»، دیدن این عکس از شهر «بصره» حال خاصی را در کسانی که ۳۵ روز در شرق این شهر، عاشقانه جنگیدند، ایجاد می کند. آن روزها، یگان هایی از رزمنده گان بسیجی، با مشقت فراوان توانستند خود را به دروازه‌ی شهر «بصره» رسانده و تصویر «امام امت» را روی آن نصب کنند. بسیجیان در آن سال ها شعار «رهایی حرم سیدالشهدا(صلوات الله علیه)» را بر لب داشتند و اینک، سه دهه پس از آن سال های پر حماسه، مشاهده ی عکس امام در درون شهر و در کنار پیکر بسیجیان ِ شهید عراقی، که شعار «دفاع از حرم زینب کبری(سلام الله علیها)» را بر لب دارند، بسیار دل‌چسب و روح نواز است).

جای همه شهدای «عملیات کربلای پنج» و امامشان خالی
روحمان با یادشان ش
اد

روایتی از شهید محراب

 

شهید دستغیب در کتاب گناهان کبیره خود روایتی را نقل می‌کند که طی آن یک قاری قرآن به جهت رعایت نکردن ادب تلاوت قرآن لال شد اما پس از تنبه دوباره زبانش گویا شد.

خبرگزاری فارس: قاری قرآنی که لال شد

 برای هر مسلمانی بدیهی است که قرآن کلام خداوند است که بر آخرین پیامبرش، حضرت محمد(ص) نازل شده و عزیزتر و محترم‌تر از آن در عالم اسلام نیست.

رسول خدا(ص) قرآن را ثقل اکبر می‌دانند و در حدیثی از ایشان در سفینةالبحار آمده است: «دو چیز گرانبها بین شما مسلمانان پس از خود می‌گذارم؛ آن که بزرگ‌تر است قرآن است و کوچک‌تر اهل‌بیت من».

همچنین در روایتی از امام صادق(ع) درباره قرآن داریم «خدای جبار می‌فرماید که به عزت و جلالم و بلندی مقامم سوگند، هر آینه امروز گرامی می‌دارم کسی را که تو را گرامی داشته و خوار می‌کنم کسی که تو را خوار کرده است».

بر همین اساس وظیفه مسلمانان برای حفظ حرمت قرآن بسیار خطیر است، چرا که باید با توجه بیشتر و رعایت احکام و مضامین الهی در مقابل بداخلاقی‌ها و اهانت‌ها به قرآن و همچنین افرادی که با نام روشنگری در اسلام به قرآن اهانت می‌کنند، ایستادگی کنند.

شهید دستغیب شیرازی در کتاب «گناهان کبیره» اهانت به قرآن را جزو گناهان کبیره می‌شمرد و می‌گوید که اگر این اهانت منجر به اهانت به اصل دین شود و یا اهانت کننده این اهانت خود را حلال شمارد، مرتد و کشتن او مباح است.

این‌ها تنها بخشی از احادیث و روایاتی است که درباره قرآن و عظمت و شأن آن آورده شده است و با توجه به روایات و سخن بزرگان، بی احترامی به قرآن و هتک حرمت آن یکی از گناهان بزرگی است که فرد هتاک مورد لعنت و غضب خداوند قرار می‌گیرد؛ زیرا اهانت به قرآن در واقع نوعی اهانت به ساحت مقدس خداوند و رسول گرامی سلام(ص) و دین اسلام است.

اهانت به قرآن تنها پاره کردن آیات الهی نیست بلکه یکی از اهانت‌ها به قرآن که متأسفانه گاهی شاهد هستیم مسلمانان نیز به آن اهمیت نمی‌دهند، بی‌توجهی به کلام خدا در هنگام تلاوت آیات قرآن است.

قاری قرآنی که لال شد

در کتاب «گناهان کبیره» شهید دستغیب، از ابوالفاء هروی نقل شده که گفت: من در مجلس پادشاه، قرآن می‌خواندم و او استماع نمی‌کرد و همواره در هنگام تلاوت قرآن سخن می‌گفت. شبی پیغمبر (ص) را به خواب دیدم که رنگ مبارکش متغیر بود، فرمود: «اَتَقْرَءُ الْقُرْآنَ بَیْنَ قَوْمٍ وَ هُمْ یَتَحَدَّثُونَ وَ لا یَسْتَمَعُونَ وَ اِنَّکَ لا تَقْرَءُ بَعْدَ هَذا اِلّا ما شاءَ اللهُ؛ آیا قرآن را برای کسانی می‌خوانی که با هم سخن می‌گویند و آن را نمی‌شنوند! تو بعد از این به سبب عدم رعایت ادب نتوانی خواند، مگر آنچه خدا بخواهد».

بعد از آن بیدار شدم و گنگ شده بودم، اما چون فرموده بود «الّا ماشاءالله» امید داشتم که زبانم آخر خواهد گشود. پس از چهار ماه در همان محلی که آن خواب را دیده بودم، باز رسول خدا(ص) را در خواب دیدم، فرمود: «قَدْ تُبْتَ؛ حتماً توبه کرده‌ای»

گفتم: بلی یا رسول الله(ص)، فرمود: «مَنْ تابَ تابَ اللهُ عَلَیْهِ؛ هر که به سوی خدا باز گردد خدا هم به مغفرت به او رجوع خواهد فرمود».

بعد از آن فرمود: زبان بیرون آور و با انگشت خود زبان مرا مسح کرد و فرمود: «هرگاه نزد قومی قرآن می‌خوانی پس تا هنگامی که گوش گیرند قرائت کلام خداوند را ترک کن». وقتی بیدار شدم زبانم گشوده بود.

بنابراین باید توجه داشت که هنگام تلاوت قرآن باید با جان و دل به کلام خدا گوش داد و در آن تدبر کرد، چرا که قرآن برای هدایت بشر نازل شده و از جایگاه رفیعی برخوردار است.